وبلاگ علی حسین زاده

صفحه شخصی علی حسین زاده در برگیرنده یادداشت‌هایی در رابطه با سیستم‌عامل لینوکس، مدیریت، و...
alihzadeh.blog.ir Weblog Logo

وبلاگ علی حسین زاده

صفحه شخصی علی حسین زاده در برگیرنده یادداشت‌هایی در رابطه با سیستم‌عامل لینوکس، مدیریت، و...

وبلاگ علی حسین زاده

علی حسین زاده هستم؛ در این وبلاگ در مورد علائق و عقایدم می‌نویسم. گاهی هم مطالبی را که برایم جذابند را در اینجا قرار می‌دهم تا بهتر در دسترسم باشند.
»»» باز نشر مطالب با ذکر «وبلاگ علی حسین زاده» و درج لینک به همان مطلب آزاد است مگر اینکه به گونه‌ای دیگر در پائین متن ذکر شده باشد.
»»» لطفا توجه داشته باشید که من نمی‌توانم به پیام‌های خصوصی پاسخ دهم.

آخرین نظرات

چرا برخورد با نوع پوشش؟

يكشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۹۲

لاَ إِکْرَاهَ فِی الدِّین در دین هیچ اجبارى نیست.

(قرآن کریم، سوره بقره، بخشی از آیه ۲۵۶)

چند وقتیست که دوباره طرح برخورد با به اصطلاح بدحجابان تشدید شده است و من با اینکه تمام افراد خانواده‌ی خودم متدین و خانم‌ها همگی چادری هستند اما به شدت از دیدن چنین صحنه‌هایی آزرده خاطر می‌شوم. اینکه یک عده به خود اجازه دهند در مورد پوشش دیگران نظر بدهند واقعا ناراحتم می‌کند.

اصلا بر اساس کدام منطق و قاعده اخلاقی و شرعی، مجریان این طرح دین‌شناسی خود را برتر از دین‌شناسی سایرین می‌دانند و به خود اجازه می‌دهند که برداشت خود از دین را به سایر مردم تحمیل کنند؟ چرا عده‌ای در قرن ۲۱ هنوز نمی‌توانند نظرات و رفتارهای متفاوت را درک کرده و به آن احترام بگذارند؟

طرح برخورد با به اصطلاح بدحجابان

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت          که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش          هر کسی آن درود عاقبت کار که کشت

چرا باید مسئولان ما به جای پرداختن به مسائل عمده مملکت و همینطور مشکلات اجتماعی بزرگتر، با پوشش مردم مشکل داشته باشند؟ به قول رئیس‌جمهور قبلی "آیا مشکل جامعه‌ی ما الان پوشش مردم است؟" اگر پوشش را یک مساله اجتماعی بدانیم الان مسائل اجتماعی بزرگتری نظیر اعتیاد، اختلاف طبقاتی و... دامن‌گیر کشور ماست که نیاز به توجه جدی دارند، اگر پوشش را مساله‌ای دینی بدانیم الان مملکت ما با مشکلات دینی بسیار بزرگتری نظیر رواج دروغ، دورویی و ریا و... که گناهان کبیره هستند روبروست.

و حقیقتا هم اگر مسئولان به جای چسبیدن به برخی فروع دین، اصول دین و الزامات مملکت‌داری را به درستی و با دقت اجرا کرده بودند الان این همه مشکلات اقتصادی، و اجتماعی و... نداشتیم که هیچ، حتی اقبال مردم به دین هم بیشتر شده بود؛ شاید گروهی از این به اصطلاح بدحجابان نه بر اساس اعتقادات خود بلکه فقط برای نشان دادن مخالفت خود با دستور مسئولان چنین پوششی را برگزیده‌اند.

بهتر است ضمن تجدیدنظر در این طرح و سایر طرح‌های مشابه، و ضمن توجه دقیق به فصل سوم قانون اساسی و حقوق ملت، توجه خود را به مشکلات بسیار بزرگتر و عمیق‌تر کشورمان معطوف کنیم. گرچه من موضوع حجاب و نوع پوشش مردم را اصلا مساله و مشکل نمی‌دانم زیرا از نظر من حیا بسی والاتر از حجاب و پوشش است و در جامعه‌ی ما، کم نیستند محجبه‌های بی‌حیا.

ماخذ تصویر: فرارو

لینک ثابت و کوتاه به این مطلب: http://alihzadeh.blog.ir/post/113
توجه: باز نشر مطالب با ذکر "وبلاگ علی حسین‌زاده" و درج لینک به همان مطلب در این وبلاگ آزاد است.


مطلب مرتبط

  • ۹۲/۰۶/۱۷
  • علی حسین زاده

ایران

جامعه

حجاب

نظرات  (۱۸)

بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

دوست عزیز، «هیچ اجبار و اکراهی نیست» مربوط به زمانی بود که **** ** **** ****** **** پس از آن به این صورت شد:

- یا **** ******* **** ****

- یا ***** *******

- یا ****

پاسخ:
متاسفانه به دلایلی که همه میدانیم علی رغم میلم نتوانستم نظر شما را به طور کامل منتشر کنم.
عالى بود
کاملا باهاتون موافقم اما خب چه میشه کرد؟!
پاسخ:
شاید یه راهش این باشه که مردم گاهی خودشون کاسه داغ تر از آش نشن و چنین طرح هایی رو به رسمیت نشناسن.
راه دیگه هم اینه که دعا کنیم تا شاید خدا یه نگاهی به ما بکنه گرچه خود خدا تو قرآن گفته: «تا ملتی خودشون رو تغییر ندن، من سرنوشتشون رو تغییر نمیدم».
مگه جاى اعتراضى هم هست؟!
کى جرات میکنه مخالفت کنه؟!
پاسخ:
به رسمیت نشناختن یعنی اینکه وقتی خبر این کار از تلویزیون پخش میشه من و شما نگیم «خدا خیرشون بده که دارن بدحجابها رو جمع میکنن». ما باید حقوق خودمون رو به رسمین بشناسیم و حتی اگه با نوع پوشش برخی از مردم مشکل داریم نباید اجازه چنین برخوردی رو به بعضی نهادها بدیم. یعنی اینکه «هدف وسیله رو توجیه نمیکنه».
  • محمد صادق حاج صمدی
  • سلام جناب حسین زاده
    احتمالا نظرم طولانی باشه! ازینکه سعه صدر به خرج میدید ممنون.
    1.در باره آیه ای که ذکر کردید:
    اکراهی که در این آیه مد نظر است در پذیرفتن اصل دین است (در پذیرفتن دین(اسلام) اکراهی(اجباری) نیست) که اثبات آن در تفاسیری نظیر المیزان آورده شده و الا دین مجموع شریعت(بایدها و نبایدها) و معرفت(ایمان/اعتقاد قلبی) است و برداشت مورد نظر شما از لفظ اکراه برای دین در این آیه خلاف اصل تشریعی آن است.
    2. اگرچه حیا جنبه های گوناگون دارد و بسا محجبه هایی که حیا نداشته باشند اما پوشش وجهی از حیاست و کسیکه حجاب دارد و حیا ندارد فاقد وجوه دیگر حیا است اما وجه حجاب را دارد و به همین نسبت کسی که حیا در موارد دیگر را دارد اما وجه پوشش آن را ندارد. نمیتوان با یکی از این دو دیگری را نفی یا اثبات نمود.
    3. مشکلات بزرگتری که کشور دارد نباید مانع از رسیدگی به مشکلات کوچکتر شود و کم کاری و بی کفایتی در جنبه های گوناگون را نمیتوان بعنوان علت مشکلات دیگر مطرح کرد. اگرچه باید به همه مشکلات رسیدگی شود و اولویت بندی صورت بگیرد.
    4. نظر دادن در مورد پوشش دیگران (اساسا نظر دادن درباره رفتار دیگران) تحت عنوان امر به معروف و نهی از منکر بعنوان فروع 7و8 دین مطرح است و واجب عینی است (منطق شرعی) و همه چیز در جامعه اسلامی به همه کس مربوط است و ارزش اقامه فروع دین از اصول آن کمتر نیست. اما اینکه این امر به معروف و نهی از منکر به چه شکلی باید انجام پذیرد بحث دیگری است.
    5. منطق عقلی و قاعده اخلاقی لزوم اقامه حدود تشریعی من جمله حجاب در جامعه که مد نظر شماست نیز در کتاب آزادی معنوی شهید مطهری مطرح شده است. اما یکی از فطری ترین و عمومی ترین براهین آن محدودیت ازادی در تجاوز به ازادی دیگران است.
    6. صرف نظر از براهین دینی، برخورد با بی حجابی یا بد حجابی (مستقل از نحوه آن) متن قانون است و برای آن مجازات هایی نظیر شلاق در نظر گرفته شده که احترام به قانون بعنوان یک اصل مدنی، بدیهی است و کسی که بی حجاب یا بدحجاب است قانون را زیر پا گذاشته است و برخورد با آن نیز بعنوان بی قانونی بدیهی است. اما اینکه قانونگذار از کجا به این نتیجه رسیده به صحبتی مفصل احتیاج دارد.
    7. بی حجابی نسبی و اصل حجاب فطری است و بالتبع برخورد با خلاف آن هم فطری است. همچنین مواردی که حجاب کاملی ندارند اما نسبت به بی حجاب تر از خود معترض اند زیاد است (جدا از قشر محجبه ای که اساسا نسبت به بدحجابی معترض اند) در تحلیلتان این جماعت را هم باید بعنوان مردم لحاظ کنید.
    8. آزادی پوشش در هیچ کجای جهان پذیرفته نیست چراکه بنا به فطرت زندگی اجتماعی پذیرفتنی نیست و هر کشوری حدود آنرا بسته به عرف و مذهب خود بعنوان قانون لازم الاجرا کرده و  حتی ایالات مختلف قوانین مختلفی دارند. درمواردی که پوشش طبق قانون کمتر از حداقل عرفی باشد جرم است و جالب اینکه تشخیص آن نه بر عهده قاضی که بر عهده پلیس است! (قوانین ایالتی (نه فدرال) امریکا رو در زمینه پوشش مطالعه کنید)
    9. اساس این قضیه (صرف نظر از نحوه اجرای آن) تحمیل برداشت دینی یک عده بر دیگران نیست چراکه حدود پوشش در اسلام جزو برداشت ها نیست بلکه جزو محکمات است و ذیل نص عنوان می شود پس تحمیل ایده نیست بلکه اقامه اصل است همانطور که درباره روزه و نماز عنوان می شود.
    پاسخ:
    سلام و ممنون از نظر کامل شما.
    ۱- والله عصاره حرف من این است که از کجا مجریان این طرح به این نتیجه می‌رسند که یک شخص بدحجاب و دیگری باحجاب است؟ قرآن که آنرا تعیین نکرده، مراجع تقلید هم بر روی این موضوع اجماع نظر ندارند، پس می‌رسیم به همان بحث برداشت مجریان. که من (و خیلی های دیگر) هم در مقابل همانگونه که ملاحظه می‌کنید برداشت دیگری داریم.
    دیگر اینکه من قرآن را خواندم، تفکر کردم، (اما هیچ ادعای دین شناسی ندارم) و با این مطالعات اندک خودم به این نتیجه رسیدم که بسیاری از بایدهای قرآن بایدهای دستوری نیست بلکه بایدهای راهنما است. مثلا جمله‌ی "علی جان اگر می خواهی مهندس شوی باید خوب درس بخوانی" با جمله "علی تو باید آن کار راه انجام دهی" هردو "باید" دارند اما باید اولی به هیچ عنوان تحکم و زورگویی نیست در حالی که دومی هست.
    ۲- خب باید هدف را در نظر بگیریم، اگر این همه برخورد انجام شود و اما فرهنگ دینی بالاتر نرود (با رفتارهای شایسته و درست مسئولان) و حیا  بهتر نشود خب این برخوردها غیر از کینه سودی نخواهد داشت.
    ۳- بله به شرطی که بپذیریم در آن زمینه‌ها سهوا غفلت صورت گرفته است اما به نظر من که غفلت نیست و با اجرای اینگونه طرح‌ها متاسفانه هدف‌های ناصواب دیگری هم دنبال می‌شوند.
    ۴- پس آیا به یک شخص به اصطلاح بدحجاب حق می‌دهید که با توجه به عرف جامعه تهران جلوی یکی از افراد خانواده شما را بگیرد و حجاب او را با نیت امر به معروف و نهی از منکر (طبق برداشت خود از دین) با شدت زیر سوال ببرد؟؟؟
    ۵- دقیقا همین برهان را به اصطلاح بدحجابان نیز می‌توانند علیه مجریان این طرح اقامه کنند.
    ۶- نیاز به بحث مفصل است.
    ۷- همه اینها بر می‌گردد به تعریف من و شما از حجاب. از نظر یکی حجاب به معنای پوشاندن موی سر و گردن و گوش نیست و از نظر دیگری هست. بنابراین کسی حق برخورد با دیگری را ندارد.
    ۸- خودتان عنوان کرده‌اید که در برخی کشورها اگر پوشش کمتر از عرف باشد برخورد می‌شود اما یک نگاه به اطرافتان در تهران بیاندازید، اینجا در تهران عرف همان چیزیست که مجریان این طرح بدحجابی می‌نامندش. بنابراین طبق بند ۸ خود شما، نباید با این نوع پوشش برخورد شود.
    ۹- مساله دیگر این که ما اگر به کشورهای مالزی و ترکیه و... نگاه کنیم میبینیم که هیچ اجباری به حجاب ندارند با اینکه آنها هم مسلمان هستند پس شاید بتوانیم نتیجه بگیریم که احتمالا ما راه را داریم اشتباه می‌رویم و نه آنها. بخصوص وقتی می‌بینیم این همه بگیر و ببند در مملکت ما (در تمام زمینه‌ها و نه فقط در بحث پوشش) نه تنها هیچ اثری بر اسلامی‌تر شدن جامعه‌ی ما نگذاشته بلکه به گواه آمارهای بین‌المللی ایران یکی کشورهای با رتبه‌ی بالای فساد در دنیاست (شاخص فساد درک شده).
    همچنین من نه دیده و نه شنیده‌ام که حضرت پیامبر و  یا امیرالمومنین در دوران حکومت خود با بدحجابی برخورد کرده باشند.
    در پایان عرض می‌کنم که همانطور که شما نیز احتمالا قبول دارید، این بحث می‌تواند بسیار طولانی شود بدون اینکه هیچ کدام از دو طرف قانع شوند.
  • محمد صادق حاج صمدی
  • من قصد اطناب و اطاله کلام را ندارم لیکن بعضی مواردی که مطرح نمودید برای خوانندگانی که احتمالا اینها را بخوانند موجب سوال خواهد شد که اگر صلاح بدانید به برخی اشاره می کنم:
    1و7. به حدود حداقلی حجاب در آیات قرآن اشاره شده و برخی احادیث متواتر صحیح السند آنرا مشخص کرده اند و مراجع شیعه بر آن اجماع دارند چرا که در کمال احترام بر خلاف سخن شما نه تنها به مجریان بلکه به مراجع نیز واگذار نشده است و برای زنان شامل گردی صورت- و دستها تا مچ می شود که نشانه آن حجاب مشترک تمام زنان در نماز است. و آیات و احادیثی که مثلا به پوشاندن صورت مربوط می شوند ارشادی(بهتر است) و غیر آن مولوی(باید) هستند.
    2و3. موافقم
    4و8. ملاک امر به معروف و نهی از منکر عرف نیست بلکه حدود تشریعی است.
    مثال کشورهای خارجی صرفا برای اثبات فطری بودن الزام وجود محدودیت در پوشش بود. همانطور که شما هم برخی پوشش ها را برای خانمهای خانواده خودتان نمی پسندید.
    5. به سخن شما در همین کتاب پاسخ داده شده است.
    9. در اینکه نوع برخورد با قضیه در جامعه ما نتیجه عکس داده با شما موافقم. اما دولتهای مالزی و ترکیه دولت های اسلامی محسوب نمیشوند و ذیل دول به اصطلاح سکولار قرار دارند فلذا نمیتوان شیوه اداره جامعه را دراین دو با ایران مقایسه کرد که قیاس مع الفارق است و به برداشت از دین بر نمیگردد که برداشت ما درست است یا آنها.

    توجه داشته باشید که من در رابطه با اصل لزوم محدودیت پوشش و اقامه این محدودیت صحبت کردم و الا اینکه آیا حکومت حق برخورد با آن را داشته باشد یا نه محل بحث بنده نیست اما الزام امر به معروف و نهی از منکر در اینباره و به شیوه صحیح آن مد نظر است که از محکمات دین است گرچه اگر اقامه فروع دین را از وظایف دولت اسلامی در جامعه اسلامی بدانیم لزوم دخالت دولت در آن خود به خود اقبات می شود و بالتبع احتمالا موافقید که نهی از منکر در مواردی مثل دزدی و ... جز با مجازات مجرم و برخوردقهری نه تنها مفید نخواهد بلکه وجه خود را نیز از دست می دهد.
    البته بدیهی است که ورود دولت در این مورد به مصابه دولت اسلامی و در جامعه ی اسلامی است که معنی پیدا می کند و اگر جامعه بنحوی تغییر کند که اسلامی محسوب نشود اقامه بسیاری از این موارد بدلیل عرف ناممکن است اما فکر نمی کنم درمورد تهران به آنجا رسیده باشیم.
    پاسخ:
    ممنون از اینکه وقت گذاشتید و نظر دادید. 
  • محسن زمانی
  • سلام

    با تشکر از وبلاگ خوب و گوناگون شما و همچنین موضوعات روز اجتماعی که به اون پرداخته اید.

     من به شخصه خیلی دوست دارم که نه تنها مسائل رو ریشه ای بررسی کنم، بلکه اصولا زدن به ریشه را بیشتر می‌پسندم تا مماشات و مدارا.

    در دو دهه پیش این‌ چنین برخوردهایی ای چنین واکنش‌هایی رو به دنبال نداشت.

    اما جالب است که در حال حاضر حتی در بین قشر مذهبی (یا بهتره بگوییم در بین طیف قابل توجهی از جامعه) واکنش‌های منفی به این برخوردها روز به روز شدت می‌گیرد و جامعه چنین برخوردهایی را دیگر برنمی‌تابد.

    البته در نقد توضیحات آقای حاج صمدی که با ادبیات حوزوی توضیحات جالبی دادند که البته این توضیحات همه در چهارچوب حکومت اسلامی بیان شده است، بهتر است به کلام خود ایشان استناد کنم که :

    اگر جامعه به نحوی تغییر کند که اسلامی محسوب نشود اقامه بسیاری از این موارد به دلیل عرف نا ممکن است

     

    وقت آن رسیده است که فکر بکنیم شاید به آنجا رسیده باشیم!

     

    -کلمه الحق و یرید به الباطل

    پاسخ:
    ممنون از نظرتون.
    مشکل بر سر همین است که اگر مردم یک زمانی تصمیم بگیرند که دیگر کشور، اسلامی نباشد چه اتفاقی می افتد؟ آیا مثل زمانی که تصمیم به اسلامی بودن آن گرفتند به آراءشان احترام گذاشته می شود یا خیر؟ با توجه به برداشت من از قرآن و همچنین متن نهج البلاغه آنجا که حضرت علی (ع) درخواست عمومی و پذیرش خلافت را اینگونه شرح داده است:
    «رعایت مرا نکردند و به من هجوم آوردند، آنقدر از این طرف و آن طرف به من فشار آوردند که نزدیک بود انگشتان پاهایم له شود و پهلوهـایم بشکافد. مثل گوسفندانی که بر لب آب بـر یکدیگر فشار می دهند کـه آب بنوشند، دور مرا گرفتند... سوگند به آن خدایی که دانه را می شکافد و جانداران را می آفریند، اگر وضع حاضر نبود و اگر آماده شدن یاور و فشار جمعیت که تکلیف را تعیین می کند نبود و اگر خدا از دانشمندان پیمان نگرفته بود کـه در برابر عوارض شکمبارگی ستمگران و گـرسنکی بیچارگان نباید آرام بگیرند، من افسار مـرکب خلافت را روی شانه اش می انداختم و کنار می رفتم و با همان ظرفی که درخت خلافت را اول آب دادم، اکنون هم آب می دادم و به خوبی درک می کردید که این دنیای شما در نظر من بی ارزش تر از آبی است که هنگام عطسه از بینی بز ماده بیرون می آید ( خطبه شماره3.ص،36)».
    باید به آراء مردم احترام گذاشت یعنی برخلاف نظر آقای حاج صمدی، به نظر من اگر عرف جامعه تغییر کرد نمی‌توان با زور اجرای احکام اسلامی را بر مردم تحمیل کرد.
  • محسن زمانی
  • سلام 

    اینکه گفته شده ملاک رای مردم است، حرف درستی است. (البته به جای حرف تنها باید به آن عمل هم کرد، که بماند (

    این خطبه از نهج البلاغه هم که شما ذکر کردید به نظر من ناظر بر همین مطلب است. یعنی حضرت علی علیه السلام که ولی بر حق است و حالا حداقل طبق تاریخ و روایات شیعه خود حضرت رسول ایشان رو به جانشینی برگزیدند، خودش اقرار می‌کند که اگر مردم حجت رو بر ایشان تمام نکرده بودند (ایشان را نپذیرفته بودند) ایشان حکومت را قبول نمی‌کردند.

    پس برای حکومت حضرت علی ع باید مقبولیت وپذیرش و رای مردم وجود داشته باشد وشرط اساسی است.

    حال اگر روزی این مقبولیت و پذیرش مردم از بین برود، کل این حکومت وولایت خود به خود معزول وساقط است.

    حال اکر یک حاکم اسلامی با توجه به عدم مقبولیتش کناره گیری نکند، موضوع از چهارچوب اسلام و حکومت اسلامی خارج است. ربطی هم به اسلام و خدا ندارد و نباید از اسلام هزینه کرد.

    با بازگشت کوچکی به عقب، این رفتار حضرت علی ع نشان دهنده این مطلب نیز است که به صرف گرایش به اسلام یک ملت نمی توان حکومت را به ایشان تحمیل کرد.

    در مورد لا اکراه فی الدین و اینکه مفسران گفته اند منظور پذیرش اصل دین است ، اگر این گزاره را قبول و همان معنی الهی و واقعی آیه مذکور بدانیم، آیا با پذیرش دین اسلام ، پذیرش حکومت اسلامی هم واجب میشود؟ آیا مثلا حجاب هم واجب می‌شود؟

    باز هم باید بررسی و تحقیق کرد.

    بعضی از توضیحاتی که آقای حاج صمدی آورده اند مانند اینکه "حجاب فطری است" و اینکه "اصل" است و اینکه "متن قانون است" و اینکه در "همه جای جهان آزادی پوشش پذیرفته نیست"، جساراتا خیلی آبکی است و برای همگی توجیهات و توضیحاتی و حد و مرزهایی وجود دارد.

    اجمالا اینکه حجاب در دین اسلام وجود دارد و تعبدی است. اگر خانمی اسلام را بپذیرد و حجاب را همینطور، برای او حجاب "تاج بندگی" است. اگرنه، برای او حجاب با گونی هیچ تفاوتی نمی‌کند که هیچ، تنفر و انزجار هم به وجود می‌آورد.

    بهترین کار برای ما مردم ایران – البته به نظر من – بالا بردن سطح آگاهی و دانش است. بالاخره ما انسان هستیم و باید با یک گوسپند (خیلی معذرت می‌خواهم، اما واقع همین است) تفاوت داشته باشیم و بتوانیم تا حدودی گلیم خود را از آب بیرون بکشیم تا هر کسی برای ما تفسیر به رای نکند و دائما ما را این سو و آن سو نکشند.

    به نظر من، متن دین ساده است و چیزی جز توحید نیست. این‌قدر اون رو پیچیده و قلنبه اش کرده‌اند تا باهاش کاسبی کنند!

    -اینها نظر منه و من هم یک آدم معمولی هستم.

  • محسن پریژه
  • هوالحق؛ سلام بر شما؛
    شما را فردی عادل دیدم لطفاً این‌چندنکته را هم درنظر بگیرید. ضمناً من اسلام‌شناس نیستم اگر به نظرتان این‌نکات غیرعقلانی آمد لطفاً از مجتهدی متهد بپرسید.
    − در دریافت پیام قرآن فقط معنی اثر ندارد بلکه تفسیر هم مهم است. در جایی خواندم شأن نزول این‌آیه شریف در زمانی بوده که سپاه اسلام پیروز شده است و کفار اسیر هستند و خطاب به پیامبر(ص) است. این‌آیه درباره روابط بین مسلمین نیست بلکه درباره اسلام آوردن کفار است.
    − مشکل کشور برابر حدیثی از امام صادق(ع) وجود ربا و نزول در جامعه ماست. امام می‌فرماید هرگاه فساد اخلاقی و اقتصادی در بلاد اسلامی زیاد شد نشانه‌ای این‌ست که مردمش به رباخواری و نزول عادت کرده‌اند.
    − بانک‌های ما حلال عمل نمی‌کنند و سودهایشان از بانک‌های غیراسلامی هم بیش‌تر است. مراجع و اقتصاددانان هم به این‌بی‌دینی بانک‌ها اعتراض فراوان کرده‌اند. اما رسانه‌های وابسته پوشش نمی‌دهند.
    − بانک‌ها این‌قدر در کشور قوی هستند که در زمانه‌ای که تمام صنایع ضررده هستند در سال سرمایه‌شان دوبرابر می‌شود.
    − متأسفانه بعضی از متخبان هم از این‌بانک‌ها و گروه‌های قدرت وابسته به آن تقویت شده‌اند و تصمیم‌گیر کلان کشور هستند.
    − نوعی از حجاب که معروف به چادر است اصلاً ربطی به اسلام ندارد بلکه نوعی پوشش زنان ایران باستان بوده است که پس از ورود اسلام مورد تآیید قرار گرفته است.
    − در سنگ‌نگاره‌های باستانی ایران تمام بانوان با چادر و چارقد هستند که در کتاب «تاریخ جهان» ویل دورانت هم به آن بارها اشاره شده است. در تخت جمشید هیچ‌سنگ‌نگاره بانویی نیست که بدون چادر باشد و حتی صورتش معلوم باشد.
    با توجه به این‌نکات لطفاً زمانی شعارهای سکولار با رنگ دینی دهید که تناقض‌گویی نکرده باشد. در زمانه‌ای که جهانیان به سمت بازگشت به فطرت هستند ما از فطرت و روحانیت فرار می‌کنیم.
    یاحق؛
    پاسخ:
    سلام. نظر لطف شماست.
    - خود قرآن و احادیث مردم را به خواندن و تفکر در قرآن دعوت کرده‌اند و با توجه به اینکه اکثر مردم مفسر و مجتهد نیستند، این دعوت بدان معناست که هیچ وقت تفسیر یک آیه نمی‌تواند ناقض معنای ظاهری آن باشد زیرا اگر چنین اتفاقی بیفتد مردم عادی با خواندن قرآن به نتایج اشتباه خواهند رسید. بنابراین تفسیر این آیه هرچه که باشد نمی‌تواند معنای ظاهری آنرا نقض کند. در ضمن شاید من دوست داشته باشم مسلمان باشم، نماز بخوانم، روزه بگیرم، اما حجاب نداشته باشم (در واقع یک مسلمان ناقص باشم)، آیا این به کسی ربطی دارد؟؟؟ هیچ کس حق ندارد به من بگوید چون تو نماز میخوانی و چون تو روزه میگیری پس باید حجاب هم داشته باشی. این مسائل فقط بین من و خداست ولاغیر.
    - قبول دارم؛ لطفا این مورد را به مسئولان گوشزد کنید.
    - قبول دارم؛ لطفا این مورد را به مسئولان گوشزد کنید.
    - قبول دارم؛ لطفا این مورد را به مسئولان گوشزد کنید.
    - قبول دارم؛ لطفا این مورد را به مسئولان گوشزد کنید.
    - من سال‌ها پیش جلد چهارم (اگر شماره را اشتباه نکنم) تاریخ ویل دورانت که بخشی از آن در رابطه با تمدن ایران است را مطالعه کرده‌ام واقعا به یاد ندارم نامی از چادر برده باشد.
    - صحبت شما در مورد حجاب زنان در نقش‌های تخت جمشید بسیار برایم جالب آمد، برای اطلاع شما عرض می‌کنم که در تخت جمشید هیچ پیکره یا تصویری از هیچ زن یا حتی هیچ موجود ماده‌ای وجود ندارد. تمام انسان‌ها در تخت جمشید مرد هستند و تمام حیوانات نر.
    - به قول شما جهان به سمت فطرت گرایش پیدا کرده است، حال به من پاسخ دهید کجای این کاری که در ایران انجام می‌شود فطری است؟
    - شما که اسلام شناس هستید لطفا یک مورد از برخوردهای حضرت محمد (ص) در زمان حکومت خود و یا حضرت علی (ع) را در زمان حکومت خود با بدحجابی برای من و دیگر خوانندگان ذکر کنید.
    و در پایان عرض کنم: حتی اگر زنان ایران پیش از اسلام همگی چادری بوده‌اند، حتی اگر تمام دنیا به این نتیجه برسد که باید به فطرت برگردد و بفهمد که یکی از ابعاد فطرت چادر است، حتی اگر بانوان تخت جمشید چادری باشند! سوال من این است: چه چیزی اثبات می‌شود؟ آیا صحبت من در این پست از وبلاگم در مورد تاریخ و یا فطرت است؟ صحبت من این است که انسان آزاد است، فهم و شعور دارد و کسی حق ندارد فهم و شعور خود را به دیگران تحمیل کند بخصوص اگر در اقلیت هم باشد. مشکل من با طرز فکر و برخورد است نه با خود حجاب (فکر کنم مطلب به اندازه کافی گویاست). در واقع آرمانشهر من جایی است که اگر زنی یا مردی بخواهد بتواند با چادر، مقنعه و حتی نقاب در جامعه فعالیت کند و همزمان در طرف مقابل اگر زنی یا مردی بخواهد بتواند بدون حجاب در جامعه حاضر شود؛ همه باید تا زمانی که به دیگران صدمه نزده‌اند آزاد باشند.
  • محسن پریژه
  • با سلام مجدد؛
    − اول تذکر دادم من اسلام‌شناس نیستم و تنها یک‌مسلمانم که دانسته‌هایم را با شما اشتراک گذاشتم.
    − اگر این‌چنین باشد، پس امر به معروف، نهی از منکر و ... چه می‌شود؟!
    − آری کسانی همیشه هستند که مسلمانند نه مؤمن برای همین خداوند می‌فرمایید به تازه مسلمانان بگو اسلام آورده‌ایم نه اینکه ایمان آورده‌ایم. وای به حال خودم که مسلمان‌زاده‌ام، خودم اسلام نیاورده‌ام چه رسد به ایمان.
    − در مورد تخت‌جمشید به دیده‌های خودم بیش‌تر اعتقاد دارم تا گفته‌ی کسان دیگر.
    − یعنی مسئولان این‌نکات را نمی‌دانند! شوخی می‌کنید؟! هم خبر دارند و هم خودشان این‌کارها را شارژ می‌کنند. فعلاً که دزد شده است گزمه‌ی شهر. تازه مسئولان خوششان هم خواهد آمد که ما به‌خاطر چیزهای کوچک یقه‌ی هم را بگیریم و آنان به خلاف‌های قانونی‌شان رسند.
    به هرحال ممنون که توجه کردید.
    پاسخ:
    - امر به معروف و نهی از منکر همان کاریست که من شما الان در حال انجام آن هستیم، یعنی من نظرم را می‌گویم و شما هم نظرت را و هرکدام نیت قلبی مثبت داریم اما خدائیش آیا کار نیروی انتظامی در برخورد با پوشش مردم امر به معروف و نهی از منکر است؟؟؟ نهی از منکر در اینجا یعنی اینکه تلویزیون و رادیو و واعظان راه درست را به مردم بیان کرده و نشان دهند نه اینکه گشت ارشاد و برخورد فیزیکی راه بیندازند.
    ممنون که نظراتتان را با من در میان گذاشتید.
    راستی، یک خبر جدید در راه امر به معروف و نهی از منکر ایرانی:
    توقیف خودروهای رانندگان بدحجاب در شیراز
    به کجا داریم میریم ما؟! نکنه به کره‌شمالی تبدیل بشیم؟

    من با امر به معروف و نهی از منکر موافقم
    پاسخ:
    منم موافقم. 
    بعضی هاشون مغرض هستند
    یعنی از سر  دشمنی این کار رو می کنند
    البته خیلی کم هستند این تعداد
    ولی هستند
  • بانوی مهر
  • سلام از مطلب جالبتون ممنون من یک مادر م با پوشش کامل دینی نه به این دلیل که در خیابان از نگاه دیگران میترسم بلکه به این دلیل که دینم را با تمام جوانبش پذیرفته ام از نظر من اگر بانوان ما با بینش کامل دینشان را قبول کنند نیازی به گشت ارشاد نیست و این کارها نه تنها امربه معروف نیست که باعث نابودی حجاب در کشور میشود خواهش میکنم مسئولان این امر بیشتر توجه داشته باشند و با این کارهای بیخردانه تیشه به ریشه اسلام نزنند
    فرنگی‌ها هیچوقت به خواب هم نمیدیدند که یه روزی چیز به نام ماهواره بتونه همچین  مسلمون‌زاده‌ها رو خوش‌غیرت کنه وگرنه به خودشون زحمت دین‌سازی و کودتا و ... نمیدادند
    پاسخ:
    خواب دیدی خیر باشه. شما بشین فرافکنی کن. امیدوارم شما و امثالهم به آرمانشهر خودتون کره‌شمالی برسید اما در کره شمالی نه ایران.
    شما و امثال شما اگه غیرت داشتین شرایطی رو فراهم نمیکردین که الان همسایه جنوبی ما روزانه ۴۰۰ هزاربشکه نفت از میدان پارس جنوبی برداشت بکنه و ما فقط ۴۰هزار بشکه (در بهترین حالت) برداشت کنیم. این تازه بحث نفت بود، بحث گاز این میدان که خیلی فجیع‌تر است. شماها از غیرت فقط زورگفتن به ضعیفان را یاد گرفته‌اید اگر مرد هستید بروید از قطر که به منابع شهروندان ایران دست درازی کرده است حق را بگیرید.
    اما شما که خیلی مسلمون هستی و ماهواره حتما ندیدی و خیلی خوش غیرت هستی:
    شما فقط یک مورد برخورد با نوع پوشش در زمان حکومت حضرت محمد یا حضرت علی برا من نام ببر. فقط یک مورد.
    اگه نمی‌تونی نام ببری بهتره اصلا نظر ندی!
    سلام
    بنظر من ما خیلی دچار افراط و تفریط شدیم
    نه اون آزاد گذاشتن 100 درصد درسته که هر کی هرجوری خواست بگرده که این مخالف قانون کشور ماست
    کشور ما هم براش خون رفته. خون پدران ما برادران ما 
    این چیز کمی نیست.
    توی امریکاش هم اینجوری نیست هر کس هرجور خواست بگرده، اونا هم قانون دارن برای پوشش. 
    و نه این برخوردها درسته ک باعث عناد و دشمنی میشه و تا بحال تو این چند سال هیچ ثمره ای نداشته.
    فقط باعث ایجاد رعب و وحشت شده.
    وقت و نیرو تلف کردنه
    مشکل حجاب یک مشکل ریشه ای هست بنظر من با کار فرهنگی بشه کاری کرد. ولی با عملیات ضربتی و ... خیر.

    پاسخ:
    به قول میرحسین موسوی جامعه ما همیشه مبتلا به افراط و تفریط بوده.

    بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است
    اوهوع از چه کسی هم نقل قول کردید
    خخخ
    اونا ک وضع خودشون هم وخیمه!
    این حرفو من جوون هم دارم میزنم
    نیازی ب نظر **** ** نیست.

    پاسخ:
    این حرف رو شما الان میزنی ولی ایشون 4 سال پیش امروز رو پیش بینی کرده بود. نتیجه عدم توجه به حرف ایشون این شد که الان وضع مملکت خیلی وخیم‌تره!!!
    چه باحال هم نظر حذف و سانسور می کنی
    اونم ی حرف خیلی مودبانه و روتین رو
    سانسور حقیقت اسمش چیه اقای روشنفکر؟
    ایشون کی باشن ک بخوان پیش بینی کنن!
    خخخخ یادته چیز چیز ههههه
    خون حدقل 800 تا جوون این مملکت به گردن همین اقایونه
    تشریف داشتید تهران؟
    من روز عاشورا بیرون بودم
    تو خود انقلاب
    وسط فتنه
    شما حتما داشتید تخمه می شکستید
    نظر سانسور می کنی توی یک وبلاگ کوچیک
    بعد ادعای آزادی و دموکراتیک بودن دارید!واقعا که!
    پاسخ:
    این وبلاگ متعلق به من است و اجازه نمی‌دهم خوانندگان در آن به شخصی توهین کنند. شما می‌توانید در وبلاگ یا وبسایت یا... خود هرچه خواستید بنویسید. ادعای روشن‌فکری هم ندارم.
    یا حق.
    دوست عزیز بهتر است زیاد برای این مسائل وقت نگذاری.
     تجربه ی من این است که با این حرفها نه نظر من و شما نسبت به عقایدمان تغییر می کند نه هیچ تاثیری در روند فکری افراد مخالف به وجود خواهد آمد.
    این افرادی که سالها پیش اشتباهی کردند که شاید عواقبش بعدها در تاریخ مشخص شود و هنوز هم خود را پیروز دوران و عضو لشکر امام حسین می دانند و از آن روزها با نام فتنه یاد می کنند، اینها به هیچ چیز به دیده ی تعقل نگاه نمی کنند، هیچ چیز را وارسی و موشکافی نمی کنند، به نتیجه ی اعمالشان هم حتی نگاه نمی کنند. اینها وقتی حتی در فقر، بیکاری، اوضاع نابسامان اجتماعی و سایر مشکلات جامعه فرو هم می روند دیگران را سرزنش می کنند و همه تقصیرها را بر گردن ثروتمندان و سرمایه داران می اندازند.
    مشکل اینجاست که در یک نظام سالم و رو به پیشرفت، معمولا این افراد با دید بسته، نمی توانند جایگاهی برای عرض اندام پیدا کنند ولی متاسفانه امروزه اکثر مقامات ما از این دست هستند.
    در مورد دین، در قرآن نیز بارها و بارها دیده ام که نوشته شده است وظیفه ی پیامبر تنها دعوت به دین است، حتی در داستانهای پیامبران هم هیچ گاه نشنیده ایم که مثلا موسی(ع) وقتی دید کسی به دعوتش گوش نمی دهد دستور داد همه را بکشند، یا یوسف(ع) چنین دستوری داد. در تاریخ گذشته خودمان هم در اسلام چنین چیزی یافت نمی شود . مثلا زمانی که حکومت مصر زیر پرچم حضرت علی بود من تا امروز که نه شنیده ام و نه خوانده ام که ایشان دستور داده باشند همه ی مردم به دین اسلام بگرایند و تمام قوانین مسلمانان به اجبار بر همه حاکم شود .
    حالا همه ی اینها به کنار، کدام یک از این افراد امر به معروف شده ای که دوستان می فرمایند، بعد از این عمل رفتارشان تغییر کرده است؟
    لااقل اگر هدفتان تغییر رفتار است، کاری کنید که نتیجه بدهد، نه اینکه عناد و دشمنی را در دل و قلب اینها بگسترانید. با این اعمالتان حتی اگر لشکری جمع کنید و سرار ایران را با چماق اداره کنید، نهایتش یک ملت بدون ریشه و بی علاقه به این خاک خواهید داشت که دیگر هیچ جلودارشان نیست.
    خواهش می کنم نگاهی به سرنوشت کلیساها بعد از انقلاب صنعتی بکنید. اینها همه اش نتیجه فشار زیاد است. کمی عاقلانه فکر کنید.
    پاسخ:
    قبول دارم که تا درست شدن این افراد فاصله خیلی زیادی داریم. اما سکوت کردن و هیچ واکنشی نشان ندادن هم درست نیست. آنقدر باید بگوییم و بنویسیم تا شاید تاثیری داشته باشد. 
    سیستم‌عامل لینوکس، مدیریت، جامعه، اقتصاد، انرژی، فوتبال، خودرو و عقاید !!!!!!!!!!
    پاسخ:
    مشکلش چیه؟
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی