هیچ کس مجبور نیست عاشق تمام کارهای انجام شده توسط اوبونتو باشد اما لطفا دستاوردهای  آنرا برای لینوکس فراموش نکنید

به نظر می‌رسد هر تغییری که لینوکس اوبونتو ایجاد می‌کند برای برخی از اعضای جامعه کاربری به معنای به پایان رسیدن دنیاست. در ابتدا آنها نگرانی خود را در مورد یونیتی ابراز کردند پس از آن به جستجوی سایت آمازون در دسکتاپ حمله کردند و اخیرا موضوع مدیر نمایش (Display Server) جدید اوبونتو یعنی میر (Mir) را در برابر ویلند (Wayland) داغ کرده‌اند. در این نوشته به برخی از رایج‌ترین ترس‌ها عدم اطمینان‌ها و بی‌اعتمادی‎ها (FUD)* که در اطراف اوبونتو بوجود آمده‌اند در کنار حیطه‌هایی که اوبونتو در آنها شاهکار انجام داده و یا حداقل کارهایش قابل توجه بوده است پرداخته خواهد شد.

لینوکس اوبونتو

سرزنش اوبونتو به خاطر چالش‌های لینوکس

مکررا این ایده را از زبان جامعه کاربری لینوکس می‌شنویم که هرکاری که اوبونتو انجام می‌دهد باید به تمام اکوسیستم لینوکس منفعت برساند. برای مثال زمانی که Valve برای اولین بار همکاری خود را با کنونیکال به منظور پشتیبانی از اوبونتو آغاز کرد، برخی از اعضای جامعه لینوکس ابراز ناامید کردند؛ چون بر خلاف اوبونتو، توزیع مورد علاقه آنها در ابتدا در این پروژه پشتیبانی نمی‌شد.

برخی از اعضای جامعه لینوکس بدون توجه به اهداف و وظایف اوبونتو و کنونیکال (کمپانی حامی لینوکس اوبونتو)، انتظار دارند هرگاه اوبونتو گامی برداشته و بازیگر جدیدی را به دنیای لینوکس وارد می‌کند موظف باشد تا از وارد گود شدن سایر توزیع‌ها نیز پشتیبانی کرده و مطمئن شود. اما لطفا توجه داشته باشید که این مشکل، مشکل کنونیکال نیست!

علاوه بر آن، زمانی که اوبونتو گامی جدید برای پشتیبان از محصولی که قبلا در دسترس نبوده است بر می‌دارد، دیگر توزیع‌های لینوکس نیز آزادند تا از طرف خود به همان سمت حرکت کنند. به عبارت دیگر از سرزنش اوبونتو و کنونیکال به خاطر مشکلاتی که از کمبودها و نقص‌های توزیع مورد علاقه شما و رویکردهای آن نشات می‌گیرد دست بردارید.

اوبونتو قرار نیست جای ادوبی را بگیرد

بی‌شک مضحک‌ترین FUD ی که ممکن است در مورد لینوکس اوبونتو شنیده باشیم این است که کنونیکال باید تلاش کند تا ادوبی فلش و ادوبی ایر را برای کاربران لینوکس زنده نگه دارد. درباره این نظر ۲ مشکل وجود دارد: اول اینکه فلش تکنولوژی‌ای وحشتناک است که CPU را به دلیل مدیریت منابع ضعیف خود بشدت درگیر می‌کند. دوم اینکه ادوبی ایر نیز خیلی بهتر از آن نیست. در کنار تمام اینها گوگل نگهداری از فلش برای اشخاصی که مجبور به استفاده از آن هستند را ادامه خواهد داد.

و البته یک نکته ظریف که اینجا هم وجود دارد این است که این مساله، مشکل کنونیکال نیست. به طور مشخص توسعه‌دهندگان لینوکس اوبونتو یا اصلا علاقه‌ای به مداخله در این زمینه ندارند و یا اینکه می‌دانند اگر نگرانی‌ای بروز دهند و تلاشی بکنند با گوش شنوایی روبرو نخواهد شد.

حقیقتی که باید مورد توجه قرار گیرد این است که غیبت فلش برای کنونیکال کم‌کم دارد باعث کم شدن تعداد کاربرانی می‌شود که از مشکلات فایرفاکس با فلش شکایت می‌کنند؛ و به نظر می‌رسد زمان حذف فلش فرا رسیده است.

اوبونتو شما را مجبور می‌کند به ...

اگر از موتور جستجوی مورد علاقه خود استفاده کرده و عبارت “ubuntu hate” را در آن جستجو نمایید از تعدد نقطه نظرات و دلایل پوچ و واهی برای تنفر از اوبونتو شگفت‌زده می‌شوید. شما در نتایج جستجوی خود طیفی از "اوبونتو مرا مجبور به استفاده از یونیتی می‌‍کند" تا "اوبونتو جاسوس افزار است" را خواهید یافت. اما واقعا چه اتفاقی در حال روی دادن است؟

اصولا تنفر از اوبونتو نشانه خوبی است! تعداد تنفرهایی که مردم نسبت به اوبونتو ابراز کرده‌اند این را نشان می‌دهد که این توزیع به اندازه کافی عمومیت پیدا کرده است. در واقع اوبونتو به نقطه‌ای رسیده که عده‌ای از جانب آن احساس خطر کرده و شروع به اظهار تنفر از آن نموده‌اند؛ یا اینکه اوبونتو آنقدر مهم شده است که جامعه نسبت به آن حساسیت به خرج می‌دهد. همان اتفاقی که سال‌ها قبل برای ویندوز و مک نیز افتاده بود.

حالا اجازه بدهید به برخی دلایل ابراز شده برای تنفر از اوبونتو بپردازیم:

اوبونتو ما را مجبور به استفاده از یونیتی می کند

اگر یونیتی را دوست ندارید از آن استفاده نکنید، به همین سادگی. و مطمئن باشید هیچ کس از طرف کنونیکال شبانه به خانه شما نیامده و شما را مجبور به استفاده از اوبونتو و یا یونیتی و هرچیز دیگر مربوط به آن نخواهد کرد. شما آزادید تا از سایر محیط‌های دسکتاپ نظیر XFCE ،KDE ،LXDE و حتی گنوم ۳ و غیره استفاده نمایید.

اوبونتو جاسوس افزار است

این دلیل واهی به خاطر گنجاندن نمایش نتایج جستجوی آمازون در یونیتی است. و اگر حتی نخواهیم از جنبه مثبت و کاربردی به آن نگاه کنیم، به سختی می‌توان آن را جاسوس افزار نامید. شما به سادگی می‌توانید این قابلیت را از طریق منوی تنظیمات یونیتی خاموش کنید. شاید توصیف بهتر برای آن "حامی تبلیغاتی" یا "نرم افزار وابسته به حمایت" باشد نه جاسوس افزار. برخی ممکن است لنز آمازون در اوبونتو را "تبلیغ افزار" بنامند اما این عنوان نیز درست نیست؛ خیلی از نرم افزارهای دیگر نیز همین گونه‌اند و در واقع آنها حمایت شده از طریق تبلیغات هستند و نه تبلیغ افزار.

نرم‌افزاری بخوبی کار خود را انجام نمی‌دهد بنابراین اوبونتو بدردنخور است

با بررسی خیلی از سایت‌های میزبان شکایات از اوبونتو شما براحتی خواهید دید که چقدر دلایل بسیاری از آنها تهی و غیر منطقی است. متنفر بودن از اوبونتو به این دلیل که چیزی از آنرا دوست ندارید و سپس آنرا در انواع و اقسام سایت‌ها و انجمن‌ها پست کردن کار درستی نیست.

ما می‌توانیم بپذیریم که تازه‌واردان به دلیل عدم آشنایی، چنین کاری را انجام دهند اما نمی‌توان برای توجیه کار افراد باسابقه و باتجربه‌ای که چنین اعمالی را انجام می‌دهند واژه‌ای پیدا کرد. در اکثر مواقع آنچه که به درستی کار خود را در سیستم‌عامل انجام نداده است مربوط و مختص اوبونتو نیست؛ اغلب موارد ممکن است این اشکال ناشی از وجود باگ در کرنل و یا مربوط به محیط دسکتاپ باشد. زیبایی لینوکس این است که اگر چیزی به درستی کار نکرد شما می‌توانید جایگزین آن را بیازمایید و در اغلب موارد گزینه جایگزین مشکل را حل می‌کند.

اوبونتو قدردان دبیان نیست

یکی از شایع‌ترین انتقادها نسبت به اوبونتو بخصوص از سوی کاربران حرفه‌ای‌تر و باتجربه این است که اوبونتو موفقیت خود را وابسته به دبیان نمی‌داند. در این مورد حتی اگر نخواهیم در مورد مجوز GPL و الزام آن به انتشار عمومی کدهای تغییر داده شده بپردازیم؛ باید گفت درست است که در وب‌سایت اوبونتو هیچ بنر و یا پیام تشکری[!] از سوی تیم توسعه اوبونتو از دبیان نمی‌بینیم اما وب‌سایت اوبونتو به روشنی توضیح داده که این توزیع بر پایه لینوکس دبیان ایجاد شده است؛ و حتما شما هم تصدیق خواهید کرد که انجام دادن کاری یا بیان چیزی بیشتر از آن نه لازم است و نه عاقلانه. درست مثل این است که آشپز به مهمانان خود بگوید از سبزی فروشی محله تشکر کنند و نه او!

اوبونتو در حال جدا کردن خود از جامعه است

در این زمینه تابه حال مطالب و توصیه‌های زیادی به تیم توسعه‌دهنده اوبونتو و کنونیکال داده شده است اما در اکثر مواقع از این توصیه‌ها استقبال نشده است. آیا این بدان معنی است که اوبونتو بد است و باید از آن اجتناب شود؟ البته که نه؛ در واقع این بدان معناست که یک شرکت خصوصی در پروژه‌ای که آنرا حمایت می‌کند دارد مسیر خود را طی می‌کند. این اصلا بد نیست، این پول آنهاست، پروژه آنهاست، کسب و کار آنهاست و به خودشان مربوط است که هر راهی را صلاح می‌دانند طی کنند.

به یاد داشته باشید که اوبونتو یک هدیه است نه یک حق

لوگوی لینوکس اوبونتو

در برابر این نظر که اوبونتو با خیل رو به رشد کاربرانی روبرو شده است که از مسیر فعلی آن راضی نیستند، باید گفت این به کنونیکال مربوط است نه هیچ شخص دیگری. در مورد جامعه کاربری نیز گرچه اوبونتو به آن اهمیت می‌دهد اما این درست نیست که فکر کنیم توسعه اوبونتو بر پایه دموکراسی کامل انجام می‌شود. اوبونتو بدون هیچ حقه و فریبی همواره اعلام کرده است که مارک شاتلورث و تیم او رهبران پروژه اوبونتو هستند؛ و گرچه کنونیکال همواره خواهان شنیدن نظرات و پیشنهادها در مورد اوبونتو است اما عصبانی شدن در مورد اینکه اوبونتو مسیری را می‌رود که شما دوست ندارید عاقلانه نیست. در واقع این پروژه کنونیکال است و ما فقط همراهان آن هستیم.

این تفکر که اوبونتو در حال جدا شدن از جامعه است نیز کلکی بیش نیست. تنها کاری که کنونیکال دارد انجام می‌دهد هدایت پروژه‌ی زیر نظرش به سمتی است که فکر می‌کند درست است؛ همیشه نیز همینگونه بوده است. چیزی که باعث گیجی و مشکل برخی کاربران اوبونتو شده این است که آنها تصور می‌کردند کنترل این پروژه را در دست دارند. اما از خواب برخیزید، ما اینجائیم تا در این پروژه مشارکت کرده و از این کار لذت ببریم نه بیشتر؛ و نه اینکه آن را هدایت کنیم؛ در واقع اوبونتو یک هدیه است نه یک حق.

حال که این نوشته دارد به انتها می‌رسد بهتر است به برخی نکات برای تفکر توجه کنیم. چه دوست داشته باشیم و چه نه، توسعه دهندگان اوبونتو شاهکاری انجام داده‌اند که هیچ توزیع دیگری در طول تاریخ نه انجام داده و نه حتی به انجام آن نزدیک شده است. آنها کمک کردند تا طیفی جدیدی از فروشندگان مطرح به ارائه دستگاه‌های لینوکسی نیز بپردازند. همچنین به لطف اوبونتو نرم‌افزارهایی به دنیای لینوکس پا گذاشته‌اند که در صورت نبود اوبونتو هرگز برای لینوکس ارائه نمی‌گردیدند عناوینی نظیر Lightworks و Steam فقط دو مورد از آنها هستند.

اوبونتو ابزارهای اکتشافی نظیر مرکز نرم‌افزاری اوبونتو را ایجاد کرده است؛ همچنین مدیریت بهتر درایورهای انحصاری را نیز ممکن ساخته است. البته توزیع‌های دیگری نیز تلاش‌هایی در این زمینه‌ها انجام داده‌اند اما این اوبونتو بود که این قابلیت‌ها را به دست کاربران آنهم به تعداد بسیار بیشتر رساند.

با تمام این تفاسیر نباید از این نوشته اینگونه برداشت شود که اوبونتو کاملا بی عیب بوده و تمام توزیع‌های دیگر لینوکس باید نادیده گرفته شوند. شاید توزیعی نظیر اوپن‌سوزه و... در نوع خود کاربردی‌تر و بهتر از اوبونتو نیاز کاربر را برطرف نماید.

سخن آخر

اوبونتو کمک کرد که لینوکس در تعدادی که قبلا هرگز سابقه نداشته به دنیای دسکتاپ وارد شود. هرگز خود را با این تفکر که دیگر توزیع‌های لینوکس نیز می‌توانستند چنین تحولی ایجاد کنند گمراه نکنید زیرا همه ما تعداد زیادی توزیع‌های مخصوص تازه‌کاران را در این سال‌ها دیده‌ایم که آمده و بعد از مدتی نیز ناپدید شده‌اند. هیچ کدام از آنها حتی به نزدیکی دستاوردهای اوبونتو نیز نرسیدند. بنابراین دفعه بعد که وسوسه ابراز انزجار و ناامیدی از اوبونتو شدید لطفا قبل از آن به کار بزرگی که تیم توسعه‌دهنده اوبونتو انجام داده است و کمکی که برای رشد جامعه لینوکس کرده است بیاندیشید.

منبع: datamation با دستکاری

پ.ن:

* FUD: Fear, uncertainty and doubt.

 

 

لینک ثابت و کوتاه به این مطلب: http://alihzadeh.blog.ir/post/50

توجه: باز نشر مطالب با ذکر «وبلاگ علی حسین‌زاده» و درج لینک به همان مطلب در این وبلاگ، آزاد است.


دیگر مطالب: